تبليغاتX
عامل ناشناخته
       

كاربر مهامان خوش آمديد

 

 

 

درباره

   
 

 

نويسندگان
   
 

 

آمار
 

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

AddThis Feed Button

 
 

 

 

تبلیغات

 




 
 

پیش بینی های تاریخی و رابطه آن با کهکشان و ستاره شناسی (1)

 

هندسه مقدس(1)

عدد شناسي هندسه مقدس


هندسه مقدس(1)

در طول زمان بسياري از افراد گاه گاه تخمين هايي درباره زمان هاي مشخصي زده اند گاهي اوقات اقوامي به زمان جنگهاي بزرگ را پيش بيني مي كرده اند گاهي اوقات دوران خشك سالي ، گاهي زمان نزول بلاياي طبيعي و گاهي اوقات ...

يك لحظه تصور كنيد ، مهمترين زماني كه افراد بسياري در طول تاريخ سعي در پيش بيني آن داشته اند آخرالزمان بوده است . البته پيش بيني زمان پايان تاريخ تقريباً كاري بيهوده و غيرمعقول به نظر ميايد اما در ميان اين نظريه هاي افراطي چنيدين پيش بيني قابل توجه وجود دارد كه هم با عقل هم آهنگند و هم با شواهد تاريخي قابل تعميم ، از اين رو توجه به چنين پيش بيني هايي مي تواند جالب توجه باشد

شايد شما هم نام پيش گوهاي بزرگي مانند نوسترآداموس را شنيد ه باشيد و يا فراتر از آن شايد از وجود قومي به نام ( مايا ) در آمريكاي جنوبي خبر داشته باشيد براي اطلاع بيشتر فقط همين چند خط را مي نويسم :

مايا نام قومي است كه زماني دور در آمريكاي جنوبي سكونت داشتند ، وجود قوانين مذهبي عجيب و گاهي اوقات وحشت آور از خصيصه هاي شاخص قوم مايا بوده است . آيين قرباني كردن بندگان يكي از اين آيين بوده است كه تا چندي پيش فرض مي شد اين قربانيان براي خدايان مايا قرباني مي شده اند اما اخيراً تحقيقات نشان مي دهد اين قربانيان در واقع برده هايي بوده اند كه در جنگها اسير مي شدند و اين مراسم قرباني در واقع نوعي مراسم اعدام نظامي محسوب مي شده است ، دواره بلندي كه از اسكلت جمجمه سر قربانيان ساخته شده بوده و در ابتداي شهر نصب شده بوده هنوز بعد از گزشت صدها بلكه هزاران سال هنوز در دل هر بيننده اي هاله اي از ترس و وحشت ايجاد مي كند ( اين ديوار اسكلتي هنوز وجود دارد ) اما مهمترين چيز در مورد مايا ها استفاده بسيار زياد اين قوم از رياضيات و هندسه بالاخص هندسه مسطحه مي باشد ، به نظر مي آيد قوم مايا از جمله اولين اقوامي بوده اند كه معناي صفر و اعداد منفي را درك كردند .

يكي از جالب ترين كاربردهاي رياضيات در بين ماياها ساخت تقويم هاي مكانيكي عظيم با استفاده از فلزات است اين تقويم ها كه عمدتاً از سه يا چهار صفحه گردان تشكيل شده اند طوري ساخته مي شدند كه با چرخش در زواياي خاصي مي توانستند تاريخ و زمان آشكار شدن رخدادهاي فلكي مثل عبور خورشيد ، ماه گرفتگي ، خورشيد گرفتگي ، عبور سيارات ، ستاره هاي دنباله دار و غيره و ذالك را مشخص كنند البته در حال حاظر چنين محاسباتي بسيار بديهي و آشكار براي منجمان و فيزيكدانان قابل حل است اما در آن زمان در نوع خود از علوم بسيار بسيار پيچيده به حساب مي آمده است . دانشمندان مايا با استفاده از اين علوم پيش بيني هاي متعددي انجام داده اند كه بعده ها توسط تاريخ شناسان و باستان شناسان رمز گشايي شده است يكي از اين پيش گويي ها انقلاب زمستاني 2012 نام دارد مايا ها سال 2012 را پايان عصري از اعصار زندگي بشر و ورود بشر به دوره اي متفاوت پيش بيني كرده اند

اما آيا واقعاً چنين مطلبي حقيقت دارد و يا دست كم چنين پيش گويي پشتوانه علمي دارد يا نه يا  صرفاً يك دروغ بي پايه و اساس است كه پرداخته تصورات يك ذهن ايده پرداز است ؟ براي پاسخ به اين مطلب لازم است ابتدا مطالب زير را بدانيد و در آخر خود شما مي توانيد حدثي در مورد صحت اين مطلب و پش گويي هاي مقابل داشته باشيد :

افسانه سرزمين مياني ، جنگ ، انقلاب

شايد شما هم دوست داشته باشيد يك پيش گو شويد يا حداقل دوست داشته باشيد بدانيد افرادي مثل نوستراداموس چگونه با تكيه بر روابط فلكي آگاهي هايي را به دست مي آورند . يك واقعيت انكار نا پذير اين است كه آسمان بي كراني كه گرداگرد محيط زندگي ما را فراگرفته آن قدر عظيم و مهم است كه نمي توانيم آن را ناديده بگيريم ، وقتي تنها چند درجه تغيرات دمايي مي تواند محيط زندگي تمام مردم را دگرگون كند آيا مي توان از تاثيرات هزاران هزار جسم آسماني بر عالم هستي چشم پوشيد مسلماً پاسخ منفي است

هم اكنون ما به انقلاب زمستاني 2012 نزديك مي شويم تاريخي كه مايا ها آن را شروع عصر تازه اي در دوره بشري مي دانند . صد سال گذشته بدون شك خونبارترين دوره تاريخ زندگي بشر بوده است حزن انگيز ترين عصر در تمامي اعصار ، هيچ گاه بشر چنين صلاح هاي كشتار جمعي در دست نداشت كه بتوان با آنها در دمي بشريت را امحا كرد تسليحات شيميايي ، ميكروبي و هسته اي با ورود علوم ژنتيك به اين حوزه حتي ايت ادوات جنگي از اين هم مرگبار تر خواهند بود . چنين سلاح هايي روز به روز در حال تكامل و افزايشند و هرچه بيشتر در دست گروه هايي تروريستي و كشور هاي حامي اين گروه ها قرار مي گيرند.

هيچ دوره اي از تاريخ كشوري مانند ايلات متحده را به خود نديده بود كه به اقتضاي شرايط خاص جغرافيايي و زماني و دارا بودن امكانات خاص رسانه اي ، نظامي و علمي نوعي از هژموني قدرت را بر جهان حاكم كرده است و به صورت موثري در حال گسترش جنگ و اختلاف در ميان اقوام جهان است و در حالي كه حاكمان اين كشور همواره دم از مبارزه با تروريسم و تلاش براي صلح مي زنند و هدف نهايي حكومت خود را نوعي منجيگري براي نجات بشريت معرفي مي كنند به وضوح مشاهده مي كنيم كه در صد سال اخير جنايت و خشونت و جنگ و خون ريزي در جهان سرعت رشد سرسام آوري داشته ، هرچند رسانه ها سعي در پنهان داشتن چنين موضوعي دارند.

يك موضوع بسيار جالب در ميان تمامي اين اتفاقات در صد سال اخير به چشم مي خورد و آن ايجاد بنياني جديد به نام اسراييل است كه ناگهان از زير خاكسترهاي بي هويتي تاريخي قد كشيد . آيا تا به حال از خود پرسيده ايد چرا يهوديان دقيقاً اين نقطه از دنيا را محلي براي سكونت ايجاد كرده اند ؟ چرا آمريكايي ها همواره نه از مردم اسراييل بلكه از هويت كشوري به نام اسراييل دفاع مي كنند ؟ چرا با وجود انبوهي از تسليحات هسته اي كه مي تواند دينيا را نابود كند هيچ كدام از كشورهاي اروپايي يك بار هم به وجود اين خطرات اعتراض تكرده اند ؟ چرا ساليانه ميليون ها دلار خرج تبليغات اسراييل مي شود ؟ چرا در سالهاي اخير ناگهان نگاه غرب به اسلام تغيير كرد و افكار اسلامي را مانند دشمني براي خود مي دانند؟ آيا به راستي غير از اين است كه اسلام يك دين الهي است آيا ديني كه از جانب خداوند براي بندگانش نازل شده مي تواند انقدر خطرناك باشد كه ميليون ها دلار صرف مبارزه با اعتقادات اسلامي مي شود . جداً فكر مي كنيد دل دولت مردان آمريكايي براي مردم يهود سوخته اگر اين دولت مردان انقدر رقيق القلب اند چرا به كشورهاي آفرقايي كمك نمي كنند و در ميان اين همه انسان چرا يهوديان را لايق حمايت دانسته اند ؟

تمام اين سوال ها يك پاسخ منطقي دارد كه شايد كمتر بشنويد ايجاد كشوري به نام اسراييل مطابق يك پيش گويي در كتاب مقدس است  كه به آن Biblical prophecy مي گويند  موضوع جالب اين جاست كه اين پيش گويي با پيش گويي مايا ها در مورد سرزميني جديد به نام سرزمين مياني  مطابقت پيدا كرده و واقعاً وقتي دو پيش گويي كه در زمانهاي جداگانه صورت گرفته اند با هم هماهنگ مي شود جا دارد كه مورد توجه قرار گيرد . افرادي كه به سينما و فيلمهاي سينمايي علاقه دارند حتماًً نام سرزمين مياني را در دو فيلم بسيار معروف شنيده اند اولين بار در فيلم ماتريكس  براي بار دوم در فيلم ارباب حلفه ها

در واقع مي توانم اين گونه توضيح دهم ايجاد اسراييل تنها يك قدم براي در دست گرفتن كنترل انقلاب زمستاني است كه از سال 2012 آغاز مي شود در واقع اسراييل تنها وسيله اي است در دست صاحبان قدرت تا با تكيه بر اعتقادات مذهبي و پيش گويي هاي كتاب مقدس كه اتفاقاً با پيش گويي هاي مايا ها هماهنگ شده مسير انقلاب زمستاني را به نفع خود تغيير دهند

هدف نهايي ... !

تا به حال از خود پرسيده ايد كه در پس تمام اين جنگ ها و مسايل سياسي چه هدفي نهفته است به عنوان مثال اگر تشكل هاي بزرگي در دنيا گرد هم جمع مي شوند تا حجاب را در دانشگاه هاي تركيه ممنوع كنند آيا واقعاً .فقط به دليل مسايل مذهبي است آيا پافشاري يهوديان براي بنا كردن اسراييل فقط به خاطر كتب مقدس است ... نه ! فكر نمي كنم انسانها آنچنان پايبند به دين و مذهبيات باشند كه به خاطر آن ميليون ها دلار خرج كنند يا آنقدر خرافي باشند كه از ترس اوهامات تاريخي دست به كاري بزنند پس موضوع چيست

جواب مسئله ساده تر از اين حرف هاست پول ، سرمايه و قدرت خريد اينها اولين و آخرين هدف همه جنگهاي چند صد سال اخير بوده اند در واقع در دست گرفتن تحولات تاريخي فقط ابزاري است براي در اختيار گرفتن بازار هاي بزرگ براي چپاول ثروت ملت ها هيچ ابزاري در دنيا نيست كه به اندازه پول بتواند انگيزيه اي براي جنگ ايجاد كند واقعاً باور اين موضوع كه در پس جنگها و انقلاب هاي بزرگ تاريخ شركت هاي بازرگاني و بازارهاي بزرگ بوده اند شايد كمي سخت باشد ولي اين يك واقعيت علمي است

اما مساله همين جا تمام نمي شود بازي با بنيان هاي مذهبي و سو استفاده از اعتقدات ديني مردم براي رسيدن به نتايج سياسي عواقبي دارد انقلاب زمستاني شروع شده و همه دنيا خواه و ناخواه درگير آن خواهند بود اما پايان اين بازي را نمي توان به اين سادگي ها حدث زد درست است جنگ تازه آغاز شده منتظر تغييرات بزرگي باشيد اتفاقاتي كه همه از جمله بزرگان اين بازي را شگفت زده خواهد كرد .

مي خواستم راجع به رابطه هاي هندسي كهكشان با اتفاقاتي كه قرار است جهان را درگير كند بنويسم اما بحث به جاهاي ديگر كشيده شد علاوه بر اين دستم هم خسته شد بس كه تايپ كردم اصل مطلب باشه واسه پست بعدي

 

 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

|+|  نويسنده :‌  فریور | تاريخ : ‌<-PostDate->


تجربه نزديك مرگ Near Dead Experience

 



وقايع كمي وجود دارند كه براي من جذاب تر از " تجربه ي بيرون از بدن " يا آنچنان كه تعريف شده astral travel باشند چه از لحاظ علمي و چه از لحاظ تجربي
 out-of-body experience مي تواند يك اجربه جذاب و متحير كننده باشد ...
اما يك توضيح كوچك كه out-of-body experience  چيست ! در واقع افرادي كه دچار اين وضع مي شوند در هنگام خواب صحنه متحير كننده اي خواهند ديد آنها بر بالاي  جسم خود قرار دارند و نظاره گر بدن خود و هر آنچه در اطراف آن ميگذرد هستند حتي گاهي اوقات اين افراد مي توانند به محيط اطراف نيز بروند و ساير افراد حاضر را نيز مشاهده كنند بسياري از كساني كه در چنين حالتي قرار گرفته اند ابتدا فكر مي كنند كه دچار مرگ شده اند و اين براي آنها بسيار وحشت آور خواهد بود اما در واقع  out-of-body experience  با  مرگ كاملاً متفاوت است حتي هنوز به درستي مشخص نيست كه اين وضعيت ناشي از يك حالت ماورايي است و يا ژايه علمي و فيزيكي دارد كلاً مي توان وضعيت هاي ممكن مشابه را اين گونه تعريف كرد

1- حالت ucid dream يا روياي آگاهانه : اين حالت كه به شخصه براي خود من زياد پيش آمده زماني است كه شما در خواب متوجه مي شويد كه در خواب هستيد البته قرار گرفتن در اين حالت و استفاده مناسب از اين حالت نياز به كمي آگاهي بيشتر دارد در اين حالت كارهاي زيادي است كه مي توانيد انجام دهيد اگر خواسته باشم بيشتر توضيح بدهم بايد اين وضعيت را اين گونه توصيف كنم . يك محرك خارجي مانند يك صدا يا تشعشع نور مي تواند تمركز كامل خواب شما را به هم بزند در اين حالت شما در وضعيت بين خواب و بيداري فرار خواهيد گرفت اما اين وضعيت بيشتر به سمت خواب تمايل خواهد داشت و شما دركي از محيط مادي اطراف خود نخواهيد داشت فقط متوجه مي شويد كه در يك محيط واقعي قرار نداريد شايد براي اولين بار اين وضعيت كمي گيج كننده و ناراحت كننده باشد چرا كه شما در محيطي واقع شده ايد كه هيچ فانون فيزيكي در آن صدق نمي كند و هيچ حالت پايداري در آن وجود ندارد به احتمال زياد زمان نوسان بسيار شديدي خواهد داشت و صحنه اي كه شما در آن واقع شده ايد به سرعت تغيير خواهد كرد در اين وضعيت شما سعي خواهيد كرد كه هر چه زود تر از خواب بيدار شويد و از اين وضعيت آشفته رهايي پيدا كنيد اما به شما توسيه مي كنم اگر در چنين حالتي قرار گرفتيد سعي در بيدار شدن نداشته باشيد ، تمركز كنيد اكنون شما تنها موجود واقعي اين محيط هستيد و تمام آنچه مي بينيد در درون ذهن شماست سعي كنيد بر ذهن خود مسلط شويد شايد اين كار كمي سخت باشد ( براي خود من اين كار همواره كار مشكلي بود ) اما با كمي دقت و تمركز انجام ميشود ، سعي كنيد زمان را ثابت نگه داريد به يك تاريخ خاص فكر كنيد به ذهن خود اجازه ندهيد كه زمان را در اختيار بگيرد اكنون بهترين فرصت ( وشايد آخرين فرصت ) براي شماست تا براي يك بار در زندگي ذهن خود را كاملاً در اختيار بگيريد در اين حالت شما مي توانيد هر كاري انجام بدهيد از سفر به كرات ديگر تا پرواز ير روي كوهستان ها براي شما امكان پذير خواهد بود احتمالاً احساس لذتي كه در اين لحظات خواهيد داشت را در عالم بيداري هيچ گاه تجربه نخواهيد كرد
يك پيش نهاد دوستانه دارم اگر در اين وضعيت قرار گرفتيد هر آنچه آرزو داردي انجام دهيد ، شايد در اين دنيا اين آخرين باري باشد كه فرصت ديدن آرزوهاي خود را خواهيد داشت
اين وضعيت معمولاً در بهترين قسمت داستان با شنيدن صدايي از بيرون تمام مي شود احتمالاً اگر كسي شما را از خواب بيدار كرده باشد بسيار از او ناراحت خواهيد شد چون معدود زماني كه براي تحقق محال ترين آرزوهايتان داشتيد را از شما گرفته است ... !

2- حالت برون فكني يا Astral travel : در اين حالت همان طور كه در بالا اشاره كردم شخص بدن خود و محيط اطراف خود را از بيرون خواهد ديد برون فكني تا جايي كه من  اطلاع دارم امري است واقعي كه از زمانهاي بسيار دور افراد بسياري آن را تجربه كرده اند و حتي براي بسياري به صورت يك امر اختياري امكان پذير بوده است تا جايي كه بسياري از اهل تصوف خلع روح از بدن را شرط لازم براي يك عارف مي دانسته اند و بسياري از عرفا اين كار را يك كار طبيعي و عادي خوانده اند در سالهاي اخير بر روي موضوع برون فكني تحقيقات زيادي انجام شده و تقريباً اين نتيجه حاصل شده كه برون فكني توسط بخشي از انسان صورت مي گيرد كه پايه مادي ندارد و جا از جسم به صورت مختار فعاليت مي كند و در اصولاً واقعيت هر فرد همين بخش غير مادي اوست ( البته ما به روح به همين عنوان كاملاً اعنقاد داريم و اين موضوع براي ما كاملاً آشنا و ملموس است اما در سراسر دنيا ماترياليست ها و افرايد كه اعتقادي به ماورا و روح ندارند در برابر اين تحقيقات شگفت زده شده اند ) البته برون فكني كه به صورت غير اختياري انجام مي پذيرد معمولاً مدت زمان كوتاهي دارد و طبق تحقيقات به عمل آمده عموماً با نوع خفيفي از سكته قلبي به نام Sleep Pralyse همراه است كه البته به ندرت خطر آفرين است

3- حالت سوم كه كمتر براي افراد عادي پيش مي آيد حالت تجربه نزديك به مرگ NED- Near Dead Experience است اين حالت معمولاً براي افرادي كه مورد اصابت گلوله قرار كرفته اند ، افرادي كه در حالت كما قرار داشتند و افرادي كه دچار ايست كامل قلبي شده اند رخ مي دهد چون اطلاع كافي در اين مورد ندارم فقط ترجمه اظهارات يكي از افرادي كه در اين وضعيت قرار داشته است را در اين قسمت درج مي كنم
 when I was 10 years old, I was nearly killed after being shot through the stomach with a hunting rifle. It was a bitter cold January day in northern Minnesota -- about 15-below zero (Fahrenheit). As I lay crumpled and bleeding on a frozen farm field crusted with icy snow, I suddenly lifted out of my body like a hand slipping out of a glove. Floating free like a duplicate ghost of myself, I felt a wondrous blissful calm -- a dynamic stillness that was yet electrifying and dazzling. On the ground I was dying, but floating above, I was hyper-alive! I was razor aware! I felt fantastically expanded! Also, to be suddenly released from the stunning, exploding pain which had shattered my being just seconds before was like the relief of salvation itself! But most of all, to find myself so obviously and clearly detached from the body which I previously thought was “all of me” was an astounding experience which changed my life forever
 زماني كه من ده ساله بودم نزديك بود در اثر اصابت گلوله يك تفنگ شكاري گشته شوم . يك روز سرد و تلخ در شهر مينسوتاي شمالي . هوا تقريباً 15 درجه فارنهايت زير صفر بود و من مچاله شده بر روي يك زيمن يخ زده افتاده بودم و در حال خون ريزي بودم كه ناگهان احساس كردم مثل دستي كه از دستكش بيرون كشيده شده باشد از بدن خود بيرين كشيده شدم ، آزادانه در شناور بودم مانند يك روح احساس آرامش عجيب و خوشايندي مي كردم يك آرامش پويا و يك حس لرزش و نوسان جزيي مثل عبور الكتريسيته بر روي زمين من داشتم مي مردم اما خودم اين بالا در حال پرواز بودم من بيش از پيش زنده شده بودم شديداً آگاه بودم به صورت تحير برانگيزي احساس بسط و گسترش مي كردم ناگهان احساس رهايي از همه چيز ميكردم بديهاً آشكار بود كه از بدني كه پيش از اين تصور مي كردم " تمام من " است جدا شده بودم اما هنوز اين من بودم اين تجربه يك شوك بزرگ بود كه زندگي مرا براي هميشه تغيير داد

After I died,suddenly,I delighted that My mind did not die. The most important thing is to not become confused by your new after death environment. The after death environment is very much like the dream world. At first, you may think you are dreaming. But soon, you will realize that the strange dream you are having never seems to end. You never wake up. That's how you can recognize that you are dead...

بعد از اين كه مرده بودم ناگهان متوجه شدم كه ذهن من هنوز نمرده است ، مهمترين چيز اين است كه از ديدن محيط اطراف خود گيج نشويد محيط بعد از مرگ چيزي است شبيه رويا و عام خواب ابتدا شما فكر مي كنيد كه داريد خواب مي بينيد اما به زودي متوجه مي شويد كه اين روياي غريب هيچ گاه تمام نخواهد شد شما ديگر بيدار نخواهيد شد اين گونه است كه متوجه مي شويد كه شما ديگر مرده ايد

البته به جز مواردي كه در اين دو متن اشاره شده مانند احساس پرواز ، احساس آرامش ، محيط رويايي و ... مواردي توسط افرادي كه در كما بودند گزارش شده كه در بين همه آنها مشترك بوده :
كشيده شدن بدن به سمت يك نقطه روشن در درون يك تونل تاريك احساس بي وزني و جذب به سوي مقصد ناشناس ، شنيده شدن صداهايي عجيب و ترسناك ، مشاهده افرادي نا آشنا و عموماً مبهم از جمله اظهارات افرادي است كه نجربه نزديك مرگ داشته اند

شايد فكر كنيد تمام اين موضوع يك داستان تخيلي بيشتر نيست شايد فكر كنيد كسي بعد از مرگ به دنيا بر نمي گردد شايد بسياري از افراد بگويند بعد از مرگي وجود ندارد تمام  آنچه هست همين است و بس اما گزارش آزمون نزديك مرگ در بين افراد آن قدر زياد است كه هيچ كس در هيچ زماني نمي تواند آن را نقض كند شايد خداوند مي هواهد باز هم به بشر بگويد بيشتر مراقب باش زمان تو بسيار محدود است بعد از تو، تويي باقي خواهد ماند بعد از تو من باقي خواهم بود و تو به سوي من خواهي آمد ...
چه دوست داشته باشيد چه نه ، چه بپذيريد چه تكذيب كنيد فرشته مرگ به هيچ كس اجازه بازگشت نخواهد داد تمام آن چيزي كه به عنوان تجربه مي شناسيم همان طور كه از نامش پيداست تجربه نزديك مرگ است نه خود مرگ اين تنها سفري است كه هيچ بازگشتي ندارد مراقب باشيد براي سفر چه مي بريد شايد امروز نوبت سفر شما باشد ....

  

 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

|+|  نويسنده :‌  فریور | تاريخ : ‌<-PostDate->

 

منوی اصلی

 
 
 

 

دسته بندي

 
 
 

 

آرشيو ماهيانه

;
 
 
 

 

سايت هاي همكار
 
 
 

 

لينکستان
 
 

آرشيو پيوندها

 


2008